|
|
|
|
|
دخترک تازه اومده بود، از یه جای دور.
خیلی مشغول فکرکردن بود، حتی اون موقع که توی ترن با من حرف می زد و شکلات دارک ساده ای که براش خریده بودم رو مزه مزه می کرد. دخترک تازه اومده بود، از یه جای دور. از اون شبهای تاریک بود، مسیرها رو هم درست نمی شناخت. حس کردم باید تا مقصد همراهیش کنم. ایستگاه Broadway از ترن پیاده شدم باید خط رو عوض می کردیم. دربهای ترن چند ثانیه بیشتر باز نبودن، دربها بسته شدند. پیاده نشد و رفت! تازه اومده بود، مسیر ها رو هم درست نمی شناخت. نتیجه گیری فیزیکی: اینرسی ساکنه آدم های تازه وارد بیشتره. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 23:15 توسط ایمان
|
|
||